فراموش کردم
اعضای انجمن(279) نظرات انجمن
جستجوی انجمن
عناوین پر بازدید ماه
رضا 462 (2102 )    

جملات زيبا از دكتر شريعتي (روحش شاد)

منبع : shariatii.blogfa.com
درج شده در تاریخ ۹۰/۰۲/۰۷ ساعت 20:04 بازدید کل: 1377 بازدید امروز: 1 0 می‌پسندم  
 

سخنان دکتر علی شریعتی

 

اگر تنهاترين تنها شوم باز خدا هست او جانشين همه نداشتنهاست

 

نان

مارکسیسم می گوید: رفیق، نانت را خودت بخور،

 حرفت را من می زنم.

فاشیسم می گوید: رفیق نانت را من می خورم،

 حرفت را هم من می زنم

 و تو فقط برای من کف بزن.

اسلام حقیقی می گوید: نانت را خودت بخور،

 حرفت را هم خودت بزن

 و من فقط برای اینم که تو به این حق برسی.

اسلام دروغین می گوید: تو نانت را بیاور به ما بده

 و ما قسمتی از آن را جلوی تو می اندازیم،

 اماّ آن حرفی را که ما می گوییم بزن.

زن

زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند...

 ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر...

 مي تواند تنها يك همسر داشته باشد

 و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي ....

براي ازدواجش ــ در هر سني ـ اجازه ولي لازم است

 و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار ميتواني ازدواج كني ...

 در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو ...

 او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي ...

 او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني....

او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد ....

 او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني ....

 او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر ...

و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛

 پیر می شود و میمیرد...

و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند

 چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت،

 زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛

 گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛

 سینه ای را به یاد می اورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند...

و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد...!

و این رنج است

مسجد و کفش

ترجيح ميدهم با كفشهايم در خيابان راه بروم و به خدا فكركنم

 تا اين كه در مسجد بشينم و به كفشهايم فكر كنم

پاک ماندن

با همه چيز درآميز و با هيچ چيز آميخته مشو

 که در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش

 

دکتر علی شريعتی انسان‌ها را به چهار دسته تقسيم کرده است:

١ـ آناني که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم نيستند.

عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فيزيک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم مي‌شوند. بنابراين اينان تنها هويت جسمی دارند.

 

٢ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هم نيستند.

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هويت‌شان را به ازای چيزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصيت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آيند. مرده و زنده‌‌شان يکی است.

 

٣ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم هستند.

آدم‌های معتبر و با شخصيت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثيرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داريم و برايشان ارزش و احترام قائليم.

 

٤ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هستند.

شگفت‌انگيز‌ترين آدم‌ها.

در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمي‌توانيم حضورشان را دريابيم. اما وقتی که از پيش ما مي‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک مي‌کنيم، باز مي‌شناسيم، می فهميم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما هميشه عاشق اين آدم‌ها هستيم. هزار حرف داريم برايشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گيريم قفل بر زبانمان مي‌زنند. اختيار از ما سلب مي‌شود. سکوت می‌کنيم و غرقه در حضور آنان مست می‌شويم و درست در زماني که می‌روند يادمان می‌آيد که چه حرف‌ها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اين‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

پدر، مادر ، ما متهمیم

پدرمومن من ... مادر مقدس من ... نماز تو یک ورزش تکراری است بدون هیچ اثراخلاقی و اصلاح عملی و حتی نتیجه بهداشتی ! که صبح و ظهر و شب انجام می دهی اما نهمعانی الفاظ و ارکانش را می دانی و نه فلسفه حقیقی و هدف اساسی اش را می فهمی. تمامنتیجه کار تو و آثار نماز تو این است که پشت تو قوز درآورد و پیشانی صافت پینه بستو فرق من بی نماز با تو نمازگزار فقط این است که من این دو علامت تقوی راندارم!

تو می گویی: نماز خواندن با خدا سخن گفتن است. تصورش را بکنکسی با مخاطبی مشغول حرف زدن باشد اما خودش نفهمد که دارد چه می گوید؟ فقط تمامکوشش اش این باشد که با دقت و وسواس مضجکی الفاظ و حروف را از مخارج اصلی اش صادرکند. اگر هنگام حرف زدن "ص" را "س" تلفظ کند حرف زدنش غلط می شود اما اگر اصلانفهمد چه حرفهایی می زند و به مخاطبش چه می گوید غلط نمی شود!

اگر کسی روزی پنج بار و هر بار چند بار با مقدمات و تشریفاتدقیق و حساس پیش شما بیاید و با حالتی ملتمسانه و عاجزانه و اصرار و زاری چیزی رااز شما بخواهد و ببینید که با وسواس عجیبی و خواهش همیشگی خود را تلفظ می کند اماخودش نمی فهمد که چه درخواستی از شما دارد چه حالتی به شما دست می دهد؟ شما به اوچه می دهید؟ و وقتی متوجه شدید که این کار برایش یک عادت شده و یا بعنوان وظیفه یاترس از شما هم انجام می دهد دیگر چه می کنید؟ گوشتان را پنبه نمیکنید؟

اگر خدا از آدم خیلی بی شعور و بلکه آدمی که مایه مخصوص ضدشعور داردبدش بیاید همان رکعت اول اولین نمازش با یک لگد پشت به قبله از درگاه خود بیرونش میاندازد و پرتش می کند توی بدترین جاهای جهان سوم تا در چنگ استعمار همچون چهارپایانزبان بسته ی نجیب بار بکشد و خار هم نخورد و شکر خدا کند و در آرزوی بهشت آخرت دردوزخ دنیا زندگی کند و در لهیب آتش و ذلت و جهل و فقر خود ابولهب باشد و زنش حمالهالحطب!!!

واگر خدا ترحم کند رهایش می کند تا همچون خر خراس تمام عمر بر عادت خویش در دوارسرسام آور بلاهت دور زند و دور زند و دور زند...... و در غروب یک عمر حرکت و طیطریق در این" مذهب دوری" به همان نقطه ای رسد که صبح آغاز کرده بود. با چشم بسته تانبیند که چه می کند و با پوز بسته تا نخورد از آنچه می سازد! و این است بنده مومنآنچه عفت و تقوی می گویند.

کجایی پدر مومن من... مادر مقدس من... وای بر شمانمازگزارانی که سخت غافلید و از نماز نیز. در خیالتان خدای آسمان را نماز می بریدو در عمل بت های قرن را. خداوندان زمین را...

بت هایی را که دیگر مجسمه های ساده وگنگ و عاجز عصر ابراهیم و سرزمین محمد نیستند...

 

 

 

امید داشته باشیم هنوز خدا هست

 

اگر تنهاترين تنها شوم باز خدا هست

 او جانشين همه نداشتنهاست

 نفرين ها و آفرين ها بی ثمر است

 اگر تمامی خلق گرگهایهار شوند

 و از آسمان هول و کينه بر سرم بارد

 تو مهربان جاودان آسيب نا پذير من هستی

 ای پناهگاه ابدی

 تو می توانی جانشين همه بی پناهی ها شوی

نه بزرگ !

 خدایا میدانم که اسلام پیامبر تو با نهآغاز شد

«لا اله الا الله»

مرا ای فرستاده محمد

به اسلام آریبی ایمان گردان

 

 

هیچکس حرف آن ملایی را که می گوید ، « موسیقی حرام است » ،

 ولی اصلا نه در عمرش موسیقی شنیده

 و نه اگر بشنود می فهمد ، گوش نمی دهد !

ای کسی که می گویی « غنا» حرام است ،

 اصلا تو می فهمی « غنا » چیست ؟

 

خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد

دیگران ابراز انزجار می کند که

 در خودش وجود دارد

 


آنجا كه چشمان مشتاقی برای انسانی اشك می ریزد،

 

زندگی به رنج كشیدنش می ارزد.

*******************************************

 

 

فهمیدن و نفهمیدن

تو هرچه می خواهی باش ، اما ... آدم باش !!!

چقدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها است كه به این مردم،

 آسایش و خوشبختی بخشیده است !!!

مگر نمی دانی بزرگ ترین دشمن آدمی فهم اوست؟

 پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی.

امروز گرسنگی فكر ، از گرسنگی نان فاجعه انگیزتر است .

برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن !

 

 

به سه چیز تکیه نکن

غرور، دروغ و عشق

آدم با غرور می تازد

با دروغ می بازد

 و با عشق می میرد

 

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند

 پرهایش سفید می ماند

ولی قلبش سیاه میشود

 دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست

 اسراف محبت است

دعا

خدایا تقدیر مرا خیر بنویس

آنگونه که آنچه را تو دیر می خواهی من زود نخواهم

 و آنچه را تو زود می خواهی من دیر نخواهم

****************

برایت دعا می کنم که ای کاش خدا از تو بگیرد

هر آنچه را که خدا را از تو می گیرد

 

اگر عشق بورزید می گویند که سبک مغزید...

 اگر شاد باشید می گویند که ساده لوح وپیش پا افتاده اید....

 اگر سخاوتمند و نوعدوست باشید می گویند که مشکوکید...

اگر گناهان دیگران را ببخشید می گویند ضعیف هستید...

اگر اطمینان کنید می گویند که احمقید...

اگر تلاش کنید که جمع این صفات را در خود گرد آورید٬

مردم تردید نخواهند کرد که شیاد و حقه بازید.

(لئو بو سکا لیا)

 


بدگویی

هر کس بد ما به خلق گوید

ما صورت او نمی خراشیم

ما خوبی او به خلق گوییم

تا هر دو دروغ گفته باشیم

خیانت

شكسپير ميگه: خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ...

 خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !

خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ...

 خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد!


آنروز ..

 

تازه فهمیدم ..

 

در چه بلندایی آشیانه داشتم...

 

 وقتی از چشمهایت افتادم...

 

هنوز دست و پای دلم درد می کند ..

 

چقدر شکستن سخت است ...

 

وقتی تو داری نگاه می کنی

 

 

یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم

                گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم

پر پروانه شکستن هنر انسان نیست ؛

                گر شکستیم زغفلت من و مایی نکنیم

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم ؛

                وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند ؛

                طلب عشقزهر بی سر و پایی نکنیم ...

********************************************************

پس شاخه های یاس و مریم فرق دارند؟!

                                    آری، اگر بسیار، اگر کم فرق دارند

شادم تصور می کنی وقتی ندانی

                                         لبخندهای شادی و غم فرق دارند

برعکس می گردم طواف خانه ات را

                                           دیوانه ها آدم به آدم فرق دارند

من با یقین کافر، جهان با شک مسلمان

                                     با این حساب اهل جهنم فرق دارند

بر من به چشم کشته عشقتنظر کن

                                    پروانه های مرده با هم فرق دارند!

فاضل نظری

 

نرگس آتش پرست

 

نرگس آتش پرستی داشت شبنم می فروخت

                          با همان چشمی که می زد زخم، مرهم می فروخت

زندگی چون برده داری پیر در بازار عمر

                           داشت یوسف را به مشتی خاک عالم می فروخت

زندگی این تاجر طماع ناخن خشک پیر

                             مرگ را همچون شراب ناب کم کم می فروخت

در تمام سالهای رفته برما روزگار

                                مهربانی می خرید از ما و ماتم می فروخت

من گلی پژمرده بودم در کنار غنچه ها

                             گل فروش ای کاش با آنها مرا هم می فروخت

فاضل نظری

************************************************************

پیشانی ام را بوسه زد در خواب هندویی

                                      شاید از آن ساعت طلسمم کرده جادویی

شاید از آن پس بود که احساس می کردم

                                     در سینه ام پر می زند شب ها پرستویی

شاید از آن پس بود که با حسرت از دستم

                                     هر روز سیبی سرخ می افتاد در جویی

از کودکی دیوانه بودم، مادرم می گفت

                                 از شانه ام می چیده است هر روز شب بویی

نام تو را می کند روی میزها هر وقت

                                          در دست آن دیوانه می افتاد چاقویی

بیچاره آهویی که صید پنجه شیری است

                                        بیچاره تر شیری که صید چشم آهویی

اکنون ز تو با ناامیدی چشم می پوشم

                                      اکنون ز من با بی وفایی دست می شویی

آینه خیلی هم نباید راستگو باشد

                                      من مایه رنج تو هستم، راست می گویی

 فاضل نظری

 

آنقدر دوستت دارم

که هر چه بخواهی همان را بخواهم

اگر بروی شادم

اگر بمانی شادتر

تو را شاد تر می خواهم

با من یا بی من

بی من اما

شادتر اگر باشی

کمی

- فقط کمی -

ناشادم

 و این همان عشق است

عشق همین تفاوت است

همین تفاوت که به مویی بسته است

و چه بهتر که به موی تو بسته باشد

خواستن تو تنها يک مرز دارد

و آن نخواستن توست

و فقط يک مرز ديگر

و آن آزادي توست

تو را آزاد مي خواهم

عبدا... صمدیان

 

غم

چه غم انگيزاست

 عمري گداختن از غمنبودن كسي

 كه تا بود از غمنبودن تو مي گداخت

 

احمد شاملو

 

من اما در زنان چيزي نمي يابم -

 گر آن همزاد را روزي نيابم ناگهان، خاموش

 

روزي از روزها ، شبي از شب ها خواهم افتاد و خواهم مرد

 اما مي خواهم هر چه بيشتر بروم تا هرچه دورتر بيفتم

تا هرچه ديرتر بيفتم ، هر چه ديرتر و دورتر بميرم ،

 نمي خواهم حتي يگ گام يا يك لحظه

 پيش از آنكه مي توانسته ام بروم و بمانم ،

 افتاده باشم و جان داده باشم

 

پدر ،مادر ، ما متهمیم

 

من آمده ام به نمایندگی از این طبقه تحصیل کرده بی دین

 نه تنها بی دین و بیگانه با دین شما.

 بلکه بیزار از دین و عقده دار نسبت به مذهب و فراری

 که به هر مکتبی

 به هر شعاری و به هر فلسفه دیگری متوسل می شود

 و پناه می برد از ترس مذهب شما!

 

 

 

رنج تلخ است ولي وقتي آن را به تنهايي مي کشيم

 تا دوست را به ياري نخوانيم،

براي او کاري مي کنيم و اين خود دل را شکيبا مي کند

طعم توفيق را مي چشاند

و چه تلخ است لذت را "
تنها" بردن

و چه زشت است زيبايي ها را
تنهاديدن

و چه بدبختي آزاردهنده اي ست "
تنها" خوشبخت بودن

در بهشت
تنهابودن سخت تر از کويراست

در بهار هر نسيمي که خود را بر چهره ات مي زند

 ياد "تنهايي" را در سرت زنده ميكند

"
تنها" خوشبخت بودن خوشبختي اي رنج آور و نيمه تمام است

"
تنها" بودن ، بودني به نيمه است

و من براي نخستين بار در هستي ام رنج "
تنهايي" را احساس کردم


دکتر علی شریعتی

 

می خواستم زندگی کنم راهم را بستند٬

ستايش کردم گفتند خرافات است ٬

عاشق شدم گفتند دروغ است ٬

 گريستم گفتند بهانه است ٬

خنديدم گفتند ديوانه است ٬

...... دنيا را نگه داريد ميخواهم پياده شوم !

 


درد بزرگی است که عاشق باشی,

اما معشوقی نداشته باشی و ..

رنج عظیمی است که معشوق باشی,

 اما لیاقت عشقرا در خود نیابی

 

 

راه

نامم را پدرم انتخاب کرد!

 نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم!

 دیگر بس است!

 راهم را خودم انتخاب خواهم کرد...

 


 

از باغ می برند تا چراغانی ات کنند

 تا کاج جشن های زمستانی ات کنند

پر کرده اند صبح تو را ابرهای تار

 تنها به این بهانه که بارانی ات کنند

یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند

  این بار می برند که زندانی ات کنند

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست

 از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند!

ای گل گمان نکن به شب جشن می روی

 شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست

 گاهی نشانه ایست که قربانی ات کنند

فاضل نظری


سخنانی زیبا از دکتر علی شریعتی

خدایا!
مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان. اضطرابهای بزرگ ٫غم های ارجمند و حیرت های عظیم را به روحم عطا کن . لذتها را به بندگان حقیرت ببخش و درد های عظیم را به جانم ریز.

خدایا!
اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت.

خدایا!
به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم برای اینکه هرکس آنچنان می میرد که زندگی کرده است.

خدایا!
اتش مقدس شک را چنان در من بیفروز تا همه یقین هایی را که بر من نقش کرده اندبسوزد و انگاه از پس توده این خاکستر لبخند مهراوه بر لب های صبح یقینی شسته از هر غبار طلوع کند.

خدایا!
به هرکی دوست میداری بیاموز که عشق اززندگی کردن بهتر است و به هرکس که بیشتر دوست میداریش بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است !

خدایا!
خدایا تو را سپاس می گویم که در مسیری که در راه تو بر می دارم آنها که باید مرا یاری کنند سد راهم می شوند، آنها که باید بنوازند سیلی می زنند، آنها که باید در مقابل دشمن پشتیبانمان باشند پیش از دشمن حمله میکنند و ..... تا در هر لحظه از حرکتم به سوی تو از هر تکیه گاهی جز تو بی بهره باشم.

مدیر انجمن: مهران حجتی


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
آهنگ جدید و شنیدنی میلاد توغان بنام "هدفون" .( پیشنهاد میکنم از دست ندید) .زنم را کشتم چون با مردان زیادی رابطه داشتچگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغات حادثه مرگبار محرکی برای کاهش وزنالحمدلله رهبری داریم ساده زیست نه اشرافی.....فقط یک سؤال ؟؟؟سلام بفرمایید دهانتان را شیرین کنید حتما تا آخر بخونیدعکس: زندگی زنان زندانی در ندامتگاه شهر رییه روز خانومی قبل از بر گشتن همسرش از سر کار در نامه ای نوشتمنـ دختـرمــ ....
کاربران آنلاین
________now Im not alone________ Rebel Mutinous سهندبالاسی iNvOk3._.FoR._.D3aD جهان(Max Pen) آخرین عشق پیروز ک امید68 __.alone__ Mohsen safari شهرام بیگلری ...یاسمین... دختر تهنا میر باقری محمد ائلدار... مهرناز باطنی *-_-*_____ H A M E D_____*-_-* علی 0423 بی خیال دنیا پرواز(F_35) محیا شریفی پسرخاله ساحل17 vollibalist مصطفی علیپور یا لثارات الحسین رضا میانا خزوووووووووون اوبو0111 pouya anghooti هادی آقا سوگند دیدزاده سیدعلی موسوی* آیدا( ام) سودا - م ALONE-------BOY .roh savar. فراز جباری رقیه عزیزی ***skull*** شیدا-x رسول هاشمی _ رویای بارانی _ اسممو چی کار داری علیرضاامیرخیزی آرزو28 عاااااااشق اشکان***** خائن بدجوری تغاس پس میدی بهنام سلطانی(یاشاسین ترکمانچای) mallagavar مهدی- سعدی محرم جعفرزاده 2 روژانا رضاملک نژاد lililil___A BRAIN GONE___lilililil GhoSTRideR علی رضوی1 باران مرتضی 19 یوسف tak محمد ایلغاری Iı__Lambörghini__ıI آتلیه عکس طنین بهرام ترزبان (_یاغی_) تبسم بهاری ارکستر بیتا بابک شکارچی _61 آکواریوم خلیج علی خانمحمدی مجید نجفلو تای بوکسینگ خانعلی پور س کریمی

مسئولیت کلیه مطالب به عهده نویسندگان و ارسال کنندگان آن است